جنگ دوازده رخ در زيبد گنابد
زیبد نامی کهن در تاریخ و ادبیات ایران است همین افتخار مردمان این منطقه را بس که زیبد در باستان نامه فردوسی ثبت شده و در جنگ 12 رخ شاه بیت این داستان مهم تاریخی شاهنامه است. صحبت از زیبد و شاهنامه بیشتر از سال 1349 وسال 1350 که شادروان دکتر زمانی در خصوص سه اثر باستانی زیبد تحقیق می کرده است مطرح شد ولی قبل از آن پیران ده که معمولا زمستانها را از طلوع آفتاب تا غروب در پتو Petou(آفتو=آفتاب) می گذراندند از قصه های مبهم جنگی مهم در زیبد و اینکه رستم در زیبد زنگی می کرده و حتی تشله ای(سنگ گرد عظیمی) را هم به او نسبت می دادند صحبت می کردند البته ما علاقه ای به باورکردن آن دادستانها و اوسونه (افسانه) نداشتیم.نمی دانم آن تشله هنوز هست یا نه اما می دانم در نزدیکی آن گورستان موسوم به شهاب گبر بود.
هنگامی که دکتر زمانی در خصوص آثار تاریخی زیبد تحقیق می کرد هنوز پیشرفت علوم تا این اندازه نبود و جنبه های زیادی از تاریخ و تمدن ایران و جهان ناروشن و بخصوص در منطقه گناباد کارهای باستان شناسی در ابتدای راه قرار داشت اگر اجل آن مرحوم را امان می داد چه بسا که امروز به همت او بسیاری از زوایای تمدن در خاک خفته زیبد و سایر مناطق گناباد بر همگان روشن می شد. متاسفانه او در آغاز راه ثمره دهی پژوهشی خود در سانحه تصادف جان خود را از دست داد.
در سال 1354 هنگامیکه محل فعلی ساختمان فرهنگسرای سردار شهید علی عجم برای پی ریزی ساختمان درمانگاه زیبد خاک برداری می شد حادثه مهمی روی داد چرخ تراکتور بداخل گودالی سقوط کرد افراد مجبور شدند پس از کندن اطراف چرخ را از گودال بیرون آورند در این گودال اسکلت انسانی سالم پیدا شد اما همینکه فردی می خواست اسکلت را بیرون بکشد اسکلت بکلی فرو ریخت و له شد. چون در آن گور طلا و یا جواهرات نبود تراکتور بی اهمیت به کار خود ادامه داد و چندین گور مشابهه دیگر را نیز با اسکلتهای آن نابود کرد پیرمردی نقل می کرد که چند گور را قبلا در اینجا دیده و در داخل آنها بجز کوزه های پر ارزن هیچ چیز ندیده است.این تخریب ناشیانه در خصوص گورستان گبرها در نزدیکی کلاته خاتمه و شهاب نیز که چند کوزه و شمشیر از آنها پیدا شده بود تکرار شده است. متاسفانه مردم ما ارزش علمی همان کوزه های خالی را نمی دانند آنها نمی دانند که برای پیدا کردن چنین کوزه هایی باستان شناسان اروپایی در ساحل رود نیل و سایر مراکز تمدنی قدیم سالها رنج و مرارت می کشیدند و تکه ای سفال برایشان با طلا برابری می کرد. هدف از بیان این مطلب این بود که بگویم در پای قلعه زیبد گورستانی را ما نابود کردیم که می توانست رازهای زیادی را بما بگوید اگر آن اسکلتها نگهداری می شد امروزه می شد تاریخ دقیق دفن و چگونگی مرگ آنها را بیان کردو تاریخ ساخت این قلعه را مشخص نمود.
در سال 1376 هنگام جاده سازی برای منبع آب کنار قلعه نیز دیواره ای از دل خاک پیدا شد که نشان می دهد که دیوار قدیمی تر قلعه بوده و قلعه فعلی بر روی خرابه های یک قلعه قدیمی تر ساخته شده و آن گورها نیز نشان می داد که این قلعه در دوران قبل از اسلام و حتی در دوره های اسماعیلیان نیز رونق داشته است من در رساله فوق لیسانس (خلاصه پایان نامه همان زمان در روزنامه قدس چاپ شد) خود در خصوص فرق مذهبی خراسان در سال 1369 به این موضوع پرداخته ام
که در زیبد مردم از قدیم شیعه بوده اند و در دوره اسماعیلیان نیز همینطور بطوریکه شاعر خوسفی، ایل بیچارگان را اسماعیلی ذکر نموده است از طرفی سندی در دست مرحوم حاج محمد زیبدی بوده و سلطان حسین تابنده آنرا در سالهای 1330 از ایشان گرفته است در آن سند دستخط منسوب به حضرت زین العابدین اشاره به بیچارگان عجم که از خراسان به یاری ایشان در کربلا رفته اند اشاره شده است.
دکتر محمد عجم
متن کامل مقاله سه اثر تاریخی زیبد بقلم مرحوم دکتر زمانی استاد باستان شناسی، چاپ شماره 41 مجله تاریخی 1351 که به همراه 6 عکس از قلعه زیبد – شاه نشین و تگ زو چاپ شده است. متن کامل تحقیقات باستان شناسی دکتر زمانی با خط خوش ناصر زمانی در سال 1371 نوشته شده و قرار بود چاپ شود که البته نسخه اصلی نزد اینجانب وجود دارد. عینا به اطلاع می رسد:
گناباد درقبل ازاسلام معبرداخلی فلات ایران وقسمتهای شرقی آن و بموجب اشعار شاهنامه محل برخورد ومیدان جنگ لشکریان ایران وتوران بوده است.
این معبردر سمت جنوب از دو راه به قلب فلات ایران راه می یافت ودر کنار هریک از دو راه بناها واستحکاماتی ایجاد شده بوده است
اول تنگل کلات که راه اصلی محسوب می شده وفعلا راه آسفالته گناباد_فردوس از آن می گذرد وآثار قلعه فرود کلات گناباد در کنار شرقی آن بچشم میخورد.
دوم تنگل زیبد که از گردنه ی امرود کوه سی کیلومتری جنوب غربی مرکز گناباد میگذشته وفعلا نیز بصورت یک راه مالرو نسبتا وسیع است وسه اثر تاریخی موردمورد بحث در این مقاله دردوسوی آن قرار دارد.
در ابتدای این تنگل قریه زیبد که در حدود یکهزارو دویست نفر جمعیت داردواقع است.(آمار 1348) هوای آن در زمستان معتدل و در تابستان خنک و مطبوع است. زیبد در بعضی اسناد مکتوب ریبد ثبت شده و این ناشی از اشتباه در کتابت است وگرنه این نام همواره با زیبد و زیور وجود داشته وجنگ یازده رخ در کنار آن اتفاق افتاده است.
بموجب اشعار فردوسی شاعر گرانقدر ایران گودرز سردار لشکر ایران وپیران سردار لشکر توران در کناتر قلعه زیبد دست از جنگ سپاه با سپاه می کشند و برای جلوگیری از خونریزی وکوتاه کردن راه مبارزه پیمان جنگ تن به تن می بندند به موجب این پیمان یازده جفت مبارز از هر جفت یکی ایرانی و دیگری تورانی باهم مبارزه می کنند :
اول فریبرز با گلباد
نخستین فریبرز گرد دلیر زلشکر برون تاخت بر سان شیر
دوم گیو با گروی زره
و دیگر گروی زره دیو نبود برون رفت با پور گودرز گیو
سوم گرازه با سیامک
سه دیگر سیامک زتوران سپاه بشد با گرازه با آوردگاه
چهارم فروهل بازنگله
چهارم فروهل بو زنگله دو جنگی بکردار شیر یله
پنجم رهام با بارمان
به پنجم جورهام گودرز بود که با برمان او نبرد آزمود
ششم بین باروئین
ششم بی ن گیو و روئین دمان بزه بر نهاسادند هر دو کمان
هفتم هجیر با سپهرم
برون تاخت هفتم ز گردان هجیر گونامدار و سوار هزیر
هشتم گرگین با اندریمان
چو گرگین به هشتم بشد کینه خواه ابا اندریمان ز توران نهم برته با کهرم
نهم برته با کهرم تیغ زن دو خونی هردو سر انجمن
دهم زنگنه ی شاوران با اخواست
دهم راز گردان وجنگ آوران بشد ساخته زنگنه شاوران
یازدهم گودرز با پیران
چنان شد که پیران ز توران سپاه سواری ندید اندر آوردگاه
سپهدار ایران و توران بهم فراز آمدند اندرآن کین دژم
در اوج مبارزه با دست شکسته به سوی کوه می گریزد و می رود.
گودرز او را تعقیب میکند و پس از دیدن جسد خون آلود او به نزد لشکر بر می گردد.
نگهبانان ایران و توران در کوه زیبد و کوه گناباد شکست پیران می فهمند و لهاک و فر شیدورد دلیران لشکر پیران راه توران را پیش میگیرند.
کیخسرو به زیبد می آید و فرمان دفن پیران را می دهد تورانیان زینهار می خواهند و کیخسرو موافقت می کند و پس از چندی توقف در زیبد آهنگ شاه گنگ می نماید.
الف قله ی زیبد
آثار این قله در جنوب غربی زیبد ابتدای تنگل وروی یک تپه به ار تفاع حدود 200 متر قرار دارد .
نقشه ی آن تقریبا مستطیل به طول 43 و عرض 30 متر ودر چهار گوشه دارای برج های مدوراست.این قله نسبتا کوچک است ولی در اطراف آن آثار بعضی قسمتهای ساختمانی از جمله بقایای دو حوض در شمال شرقی و شمال غربی وجود دارد که احتمالا می رساند مساحت بیشتری در زیر آن قرار داشته است. قله ی زیبد از نظر شکل ساده و از لحاظ ابعاد تقریبا نامنظم به نحوی که ضلع شرقی بلند تر از ضلع غربی است و برجهای گوشه ها در مقطع افقی دایره ی کامل نیست وبا مقایسه چهار برج تفاوتی بچش می خورد.
برج شمال شرقی : قطر بلندتر 310 سانتیمتر
قطر کوتاهتر 282 ***
کلفتی دیوار 125 ***
برج شمال غربی:قطر بلندتر380 ***
قطر کوتاهتر 352 ***
کلفتی دیوار125 ***
برج جنوب شرقی: قطر بلند تر297 ***
قطر کوتاهتر243 ***
کلفتی دیوار173 ***
برج جنوب غربی: قطر بلندتر364 ***
قطرکوتاهتر 310***
کلفتی دیوار 125 ***
به طوریکه ملاحظه می شود قطرداخلی برجها بین 380 با 243سانتی متر.
تغییر میکند و قطرخارجی نسبتا دارای اختلاف کمی است ضخامت چهار دیوار که ار تفاع آنها بین 321 تا 510 سانتیمتر است مساوی و درست 120 سانتی متر است .
در داخل قلعه فعلا انبوهی از سنگها ی مختلف الشکل رویهم انباشته شده و تشخیص نقشه و طرح قسمتهای مختلف ساختمانی دشوار است .
مصالح عمده ی قلعه ی زیبد نسبت به آنچه دیده می شود عبارت است از سنگ در دیوار گل رس مخلوط باگچ در ملاط و آ جرو ساروچ در آب انبار در میان سنگهای درون قلعه آجر های معدوری که بقطر حدود 5 متر در شمال غربی قلعه ودامنه ی تپه بچشم می خورد نیز آجرهای خاکی رنگ و صورتی بکار رفته است. آب قلعه از طریق تنگل زیبد تامین می شود و اثر مجرای آن در فاصله ی سی صد متری جنوب قلعه قابل تشخیص است . در این محل آسیابی وجود دارد که تا سالهای اخیر قابل استفاده بوده و بنای آن نیبتا جدید به نظر می رسد ولی تنورره
مخلوط شکل آن که از سنگ و ملاط گچ و ساروچ ساخته شده احتمالا هم عصر قلعه و برای مصرف آن بوده است در چند متری آسیاب بوده است در چند متری این اسیا و سمت غرب تنگل یک غار وجود دارد که هنگام مراجعه نگارنده پر از زنبورهای سرخ بود و مطالعه ی آن میسر نگردید.
ب_قلعه ی شاه نشین
در مغرب تنگل زیبد و حدود 5 کیلومتری قریه ی زیبد یک قله ی منفرد و مخروطی به چشم می خورد که پایه ی آن محدود است به : از مشرق به تنگل زیبد.
از شمال به تک بیدو از جنوب به تنگل کم چنار.
از مغرب به دره ی پشت گاریز شهاب.
برای سعود به قله می باید از تک بیدو در چهت جنوب غربی به طرف زوبند آن تک و گردنه ی خاتومه رفتو در روی یک تییغه ی پشت ماهی به مشرق برگشت.
در این جا قله ی سرچشمه که در زیر قلهی شاه نشین است چون کله قندی به نظر می رسد که در شیب تند آن قطعات کوچک و بزگ سنگ قرار گرفته و با اندک حرکتی در روی هم به لغزد و صعود را مشکل کند.
در هر چند قدمی ایستاد و جای پای خود را محکم کرد وبا احتیاط کامل از گیاهانی که در خلال سنگها روئیده است کمک گرفت . در اینجا قطعات آجر خاکی و صورتی رنگ و سفالهای ساده و دارای لعاب سبز آبی و زرد دیده می شود و میرساند که سابقا نوک قله دارای بناهای آجری و محل زندگی مردمانی بوده است.
درسی متری انتهای قله صعود کاملا مشکل می شود وکسانی که جرات و نیروی کافی داشته باشند بزحمت می توانند از آنجا نگاهی به پایین بیفکنند و به اوضاع و احوال و قدرتهای که زندگی در راس این گونه قله ها را بمر حله یعمل آورده است بیندیشند دراین جا اضافه بر قطعات آجر و سفال کاه گاه خاکه ساروجهائی که از بالا فرو ریخته است و نشانه ی خراب شدن بناهای روی قله اس دیده می شود هنگامی که بد شواری هر چه تمام تر به نوک قله برسند از قله برسند از قلعه ی شاه نشین جز سطحی بیضی شرقی_غربی که به قول راهنمای محلی چون گورستان با قبرهای فرورفته است چیزی نمی بینید وبا تامل و تفکرمی کنند که زمانی در این مکان بطوری که از اسمش پیداست شاهی می نشسته و برای نشستن او بناهای محکم و مطمئن و مناسبی وجود داشته است و به مرور زمان مورد قهرطبیعت و بی مهری و بی احتیاطی افرادی بی اطلاع قرار گرفته است
جای پایه های آجری و چاله های آن بخصوص سمت غربی نشان می دهد که اهالی دهکده های مجاور به تدریج و شایدهم در قرون اخیر آجرهای محکم آن را برای سختن حمام مسجد و چنانکه جسته و گریخته در محل گفته می شود و یا مصارف دیگر کنده و برده اند و ندانسته اند که یک اثر پرازش باستانی موطن خود را ویران کرده اند.
با وجود آفتاب شدید روز هشتم مرداد 1351 هوا خنک و مطبوع است
ولی جریان باد شدید اندازه گیری اقطار بیضی شکل قلعه را با متر تسمه ای مشکل می کند. راهنمای محلی قطر بلندتر را از غرب به شرق و قطر کوتاهتر را از شمال به جنوب قدم می کند و متوجه می شود که اولی 110 قدم و دومی 36 قدم است.در جریان قدم زدن ودر انتهای شمالی قطر کوتاهتر چاهی سنگی بچشم می خورد. نزدیک شدن به دهانه ی آن به علت شیب لبه و طواف در روی آن به علت برآمدگی سنگی سمت شمال آسان نیست ولی قطر آن بیشتر از شش متر و عمق آن بیشتر از عمق آن بیش تر از 5 متر بنظر می رسد.
شاید این همان چاهی باشد که بگفته بعضی از اهالی محل همه روزه وسیله ی چهل نفر دختر با کره از چشمه ی مجاور پر آب می شده است.
ج.درب صوفه و قبر پیران ویسه.
تنگل زیبد پس از حدود هفت کیلومتر که از غرب قریه ی زیبد به جنوبمی رود به سمت راست منحرف می شود و در جهت شمال شرقی _جنوب غربی امتداد میابد و در این مسیر حد جنوبی پایه ی قله سرچشمه را تشکیل میدهد و ضمنا طریق دوم معبر فلات ایران و قسمتهای شرقی آن در گناباد را در بر می گیرد در ادامه و محاذات تنگل زیبد شاخه کوچکی از مسیل بنام تک اشتری باقی می ماند و به زوبند پشت صوفه پیر منتهی می گردد . در لبه ی شرقی این تک ایوان بزرگی در دل کوه حفر شده که درب صوفه نامیده می شود و ابعاد آن به این قرار است:
دهانه یا پهنا در کنر تک 20 متر .
عمق یا دراز از کنار تک 25متر.
بلندی متوسط 25متر.
در 1349/4/16 که نگارنده به اتفاق را هنمای محلی و با وسایل موجود ابعاد را مشخص نمود پنج پله ی سراسری سنگی هر یک به ارتفاع یک و عرض 5/2 متر در ابتدای ایوان وجود داشت کف آن نا صاف بوده و درته آن یک علم با پارچه ی سیاه و خالدار نصب بود و اضافه بر آن چند درخت پر از برگ دو جلو ایوان و لبه ی تک وجود داشت به نحوی که گرفتن عکس از مقابل ایوان مشکل بود.
سقف ایوان وضع تقریبا گهواره ای داشت و با وجود گذشت سالیان دراز هنوز جای کلنگ در بعضی قسمت های آن قابل تشخیص بود .
از زوبند صوف پیر که قطعا نام خود را از این ایوان گرفته است آب زلال کوارائی جریان داشت . این آب از جلو ایوان می گذشت و با چشمه ای که در خارج ضلع شمالی ایوان ظاهر می شد مخلوط می گردید و درختان سرسبز و مزارع مزرعه ای بنام درب صوفه را مشروب می گردید درب صوفه یکی از تفرجگاههای تابستانی مردم گناباد است وشاید الاف آنان نیز بهمین منظور آز آن استفاده می کرده اند.
در بالای ایوان سطح عمودی شیادار و تیزه سخره ی دیوار مسانندی به بلندی نزدیک به پنجاه متر وجود دارد و نوک آن به محلی می رسد که بر طبق حکایت شاهنامه و گفته های محلی کور پیران ویسه در آنجا است برای صعود به محل گور پیران ویسه می باید از سمت شرق و از کوره راهی که بمزارع وسط می رود استفاده کرد ولی راهنمای محلی نگارنده را از یک شکاف سنگلاخی و عریض که در شمال ایوان واقع بودیعالا.
هدایت کرد. در این شکاف هزاران تن سنگ روی هم قرار دارند ولی با وجودیکه اکثر در اثر حرکت بپائین می غلتیدند ظاهرا خطر سقود احساس نمی شد . حدود یک ساعت پس از حرکت به سطحی که مانند پشت شتردوکسوهانه از شرق و غرب بدو بر آمدگی کسی متصل بود رسیدیم . در فاصله ی بین دو بر آمدگی قطعات سنگ نا مرتب به صورت یک دیوار خراب شده بچشم می آید و در قسمتی از این دیوار خراب شده قطعات سنگ فراوان و پهنای آن زیادتر و درست کاری شده بود . همین قطعات سنگ بر طبق گفته ی راهنما و قبول اهل محل قبر پیران ویسه است و احتمالا توسط بعضی افراد غیر مجاز کندو گاو شده است. این نقطه در سمت جنوب قله ی سر چشمه و تقریبا در فاصله ی یک کیلومتری آن قرار دارد و در بین آن دو مانع دیدی وجود ندارد یعنی از بالای هر یک از دو قله بخوبی قله ی دیگر دیده می شود.
راهنمای نگارنده در محل قبر می گفت شهاب گبر در قله ی سر چشمه و پیران _ویسه در اینجا سنگر می بندند ولی هیچ یک نمی توانند بر دیگری غلبه کند تا بالاخره ................. سر پرونده می روند و در نتیجه مبارزه پیران کشته و در اینجا دفن می شود.
دلایل تاریخی هر سه دسته بناهای مذ کور با توجه بدلایل ذیل مربوط به پیش از اسلام و مورد استفاده در دوره ی ساسانی بنظر می رسد:
1_اشعار شاهنامه- ای اشعار به صراحت از زیبد بعضی نسخه ها (ریبد)نام می برد و حتی چگونگی مبارزه دلیران دو لشکر ایران وتوران و کیفیت تعقیب پیران را به وسیله ی گودرز حکایت میکند و اشاره می نماید که به فرمان کیخسرو پیران در زیبد دفن شده است احتمالا قله ی سرچشمه که چون کله ی قند است همان کوه مندرج در اشعار شاهنامه است وکوه پشت ایوان و حتی خود ایوان همان مدفن پیران ویسه است زیرا شخصیت بزرگی چون او که بفرمان شاه با مشک وعبیر وگلاب شسته وبا دیبای رومی پوشیده می شود در کوه خشک و خالی دفن نمی گردد . باحتمال قوی ایوان بزرگی که در محل درب صوفه نامیده می شود در همان موقع وجود داشته ویا حفر گردیده و پهران در خود ویا کوه پشت آن دفن شده است .
میتوان گفت پناهای روی قله ی سرچشمه در همان موقع وجود داشته و پیران نیزریبدو استحکامات ومواضع اطراف آنرا می شناخته و احتمالا نظرش از ترک دشت و درپیش گرفتن کوه دست یفتن به نقطه ی امن ومستحکمی بوده است . در اینجا میباید یاد آور شد که ممکن است محل فوت و محل دفن پیران یکی نباشد
زیرا ابتدا جسدش را از کوه به اردوگاه آوردند . وپس از صدور فرمان کیخسرو دفن کردند. بعلاوه فردوسی اشاره به کوه ریبد میکند ومعمولا دیده بان در قله ای بدون جان پناه نمی ایستد بلکه احتیاج به برج و بارو و محلی مخصوصی دارد ومحل دیده بان مورد اشاره ی شاهنامه میباید دو قلعه ی شاه نشین ویا قلعه ی زیبد بوده باشد.
2_ شایعات و اخبار محلی _ این شایعات و اخبار که سینه به سینه نقل و قول می شود عموما دارای ارزش بوده بیشتر آنها اصالت دارد و اضافه بر آن اغلب محلهای باستانی دارای وچه تسمیه است و وجود تسمیه مدامی که خلاقی ثابت نشده باشد قابل قبول است بنابراین:
نام قلعه ی شاه نشین می فهماند که زمانی موقت یا دائم در بناهای رو قله ی سرچشمه زیبد شاهی می نشسته چه کیخسرو وچه یکی از شاهان تابع او نام زوبند صوفه پیره می فهماند که آن زوبند در نزدیک ایوان منسوب به پیران ویه قرار داشته است. نام قبر پیران ویه ظاهرا دلیل وجود جسدوی و موید ایوان پایین قبر اواست.
راما درباره ی شایعات محلی نگارنده برای تکمیل شنیده های قبلی در هشتم مرداد 1351 با آقای کربلائی حسن زیبدی ریش سفید محل و پیر مرد 104 ساله ی زیبد ملاقات نمودم ایشان گفتند :
قلعه ی زیبد بقدمت ارگ فرود است و آن ارگ و این قلعه ی باهم ساخته شده است . در زیبد لشکر کیخسرو و لشکر کیخسرو ولشکر پیران ویه بهم رسیده و در دشت
سرپروند باهم جنگ کردند و پیران ویه کشته شده ودر پشت صوفه دفن گردید ایشان در مورد قله ی سرچشمه گفتند :در بلای آن یکی از سلاطین قدیم زندگی می کرده وآب چاه آن وسیله ی بزهای نر به بالا حمل می شده است . در بالای قله ساختمان آجری بوده کهایشان دیده اند وبی آن فعلا وجود دارد این گفته را راهنمای نگارنده نیز در تیر ماه 1349 اصولا ولی بشکل دیگر اظهار داشته بود او صاحب قلعه ی شاهنشین را شهاب گبر و وسیله ی حمل آب را انسان و مشک می دانست اوگفت در قلعه ی شهاب آجرهای بزرگ و سفالهای مختلف وجود دارد و بعضی از اهالی کلاته ی شهاب از آن آجرها در ساختمان حمام و حوض استفاده کرده اند.
3-آثار مشهور- هر سه دسته بناهای پیش از اسلام بخصوص بناهای دوره ی ساسانی مشابه و قابل مقایسه است:
اول راجع به قلعه ی زیبد – این قلعه یک بنای دوره ی ساسانی بنظر می رسد زیرا :
اولا مانند اکثر فلاع آن دوره بر فراز تپه ودر کتار راه ساخته شده است.
ثانیا با اینکه قطعات داخل ظاهرا قابل تشخیص نیست در نظر گرفتن حصار و تقویت آن با برجهای مدور و هم چنین ملحقاتی از قبیل آب انبار و غیره درنقشه های دوره ی ساسانی متدوامل بوده و نگارنده ضمن بررسی قلعه ی دختر شوراب گناباد در این باره توضیح داده است.
ثالثا بکار بردن سنگ و آجر و سارج و گچ و خاک در دوره ی ساسانی معمول بوده است .
دوم راجع به قله ی شاه نشین – این قلعه مانند قلعه ی زیبد یک بنای ساسانی بنظر میرسد زیرا :
اولا بر فراز یک قله ی منفرد و رفیع و صعب العبور و واقع در کنار راهی که قلب فلات ایران را به قسمتهای شرقی آن مربوط می کرده ساخته شده است.
ثانیا با وجودیکه در وضع فعلی نقشه کلی و قطعات ساختمانی مشخص نیست وجود جای پایه ها و جای دیوار های آجری حکایت از تالارها واطاق های مربع و مستطیل می کند و با توجه به خاکه های گچ و ساروج معمول می شود که مصالح عمده ی آن آجر و گچ و ساروج یعنی همان مواد مورد استعمال در بناهای ساسانی بوده است .
ثالثا وجود چاه عمیق در سطح قله و شایعه ی حمل آب با مشک و بر طبق اظهار بعضی توسط دختران باکوه احترام آب و خدای نا هدر ابخاطر میا ورد .
سوم راجع به درب صوفه – صرفنظر از قبر پیروان ویسه که چیزی جز قطعات سنگ نا مرتب نشان نمی دهد و می باید در این مورد به خیر شاهنامه اکتفا کرد درب صوف از نظر موقعیت و شیوه ی سقف یک ایوان ساسانی بنظر می رسد و ساختمانهایی همچون طاق بستان را بخاطر می آورد و اگر چه به خلاف آنچه فردوسی گفته است دخمه و مدفن پیران ویسه نباشد احتمالا برای مصرفی نظیر آنچه در مورد طاق بستان مورد نظر بوده است و شاید می خواسته اند نقوشی در آن ایجاد نمایند.
4.ملاحظات کلی – اولا بطوریکه میدانیم قسوم پارت یا اشکانیان در سرزمینهای بین دریای خزر دریاچه ی آرال و درواقع خراسان زندگی می کرده اند و با توجه به نقشه ی مربوط به آسانی استنباط می شود که گناباد در داخل حدودی که سرزمین اشکانیان شمرده شده واقع بوده و ممکن است پس از استقرار شاهنشاهی اشکانی بعضی از فرمانروایان آن دوره در گناباد ساکن بوده واستحکامات و بناهائی بر طبق احتیاجات و سنتهای وقت بوجود آورده اند و یا آثار با قی مانده از دوره های قبل را متصرف شده اند و پس از ایشان به حکام دوره ی ساسانی انتقال یافته است .
ثالثا ایالت قهستان که گناباد اغلب ضمینه و گاهی مرکز آن بوده در دوره ی ساسانی یکی از سرزمین های آباد ایران و مولد بزرگمهر وزیر مشهور ساسانی و مقر حکام قدرتمندی چون قارن و بستگان او بوده است . این حکام گاهی به نقاط مجاور حمله می کرده و یا سرزمینشان مورد حمله ی دیگران قرار می گرفته و ایجاد تاسیساتی چون قلعه ی زیبد و قلعه ی شاه نشین را ایجاب می کرده است. بعلاوه در این دوره راه های بزرگ احتیاج به استحکامات و مشعل راهنماو معبد داشته است و می توان قلعه ی زیبد را یکی از استحکامات و قلعه ی شاه نشین را یک محل مشعل و معبد مشعل و معبد بشمار آورد .
ثالثا در قرون اولیه ی اسلامی بعلت عمر کوتاه سلسله ها و بعدا به علت فعالیتهای پیروان حسن صباح و حسینی قاینی ایالت قهستان و به تبع شهرستان گناباد وضع متشنج و نانابنی داشته و حکام و بزرگان نا گریز از استفاده و حفظ فلاع سابق و احیانا ایجاد فلاع جدید بوده اند و به همین جهت شاید بتوان تاریخ تاسیس این گونه بناها ری به قرون اولیه اسلامی نسبت داد ولی ایجاد بناهای عظیم باقدرتهای متوسط بعید بنظر میرسد وجود سفالهائی که اکثر مربوط به قرون اول تا هفتم هجری بنظر میرسد نیز نمی تواند دلیل قاطعی در انتساب آنها به آن قرون باشد بلکه می تواند دلیل قابل سکونت بودن آنها در آن قرون شمرده شود . و بهر حال با انجام کاوشهای دقیق علمی وضعیت کلی این آثار بهتر روشن خواهند شد.
| جمعيت زن | جمعيت مرد | کل جمعيت | نام | رديف |
| 124 | 81 | 205 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای بيهود | 1 |
| 0 | 0 | 0 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای چاه انصاري /چاه برادران اميدفر | 2 |
| 9 | 10 | 19 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای خاتومه | 3 |
| 8 | 8 | 16 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای درصوفه | 4 |
| 32 | 23 | 55 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای رضويه | 5 |
| 74 | 66 | 140 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای رقاصان / گوهردشت/ | 6 |
| 190 | 174 | 364 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای روچي | 7 |
| 477 | 391 | 868 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای زيبد | 8 |
| 120 | 100 | 220 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای زيرجان | 9 |
| 29 | 23 | 52 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای سراسياب | 10 |
| 162 | 125 | 287 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای سقي | 11 |
| 486 | 436 | 922 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای سنو | 12 |
| 23 | 20 | 43 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای شيرازاباد | 13 |
| 143 | 120 | 263 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای فودنجان | 14 |
| 9 | 17 | 26 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای گنبتوك | 15 |
| 26 | 25 | 51 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای محمداباد لب رود | 16 |
| 124 | 93 | 217 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای موسيرز | 17 |
| 73 | 79 | 152 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای نوده ميرمحراب | 18 |
| 17 | 12 | 29 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای هراونج | 19 |
| 383 | 371 | 754 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای كلات | 20 |
| 10 | 8 | 18 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای كلاته سيدعلي | 21 |
| 28 | 15 | 43 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای كلاته شهاب | 22 |
| 0 | 0 | 0 | شهرستان گناباد: بخش كاخك: دهستان زيبد : روستای كلاته علي اباد | 23 |
زيبد مرکز دهستان زيبد در شهرستان گناباد استان خراسان رضوي ايران است. درامد اصلي مردم از کشاورزي و بويژه زعفران - گندم - پنبه - انگور - کشمش و خشکبار است . زيبد در مسير جاده ابريشم واز نقاط باستاني ايران است و قلعهاي تاريخي از دوران اشکانيان در آن باقي مانده است. نام زيبد در داستان 12 رخ شاهنامه بارها گفته شده است و محل جنگ 12 رخ بنام سرپيوند در پاي دژ زيبد بوده است سپاه ايران به رهبري گودرز در مسير خود بسوي مرو از زابلستان به اين محل آمدندو مدت در اين محل خيمه وخرگاه برپا کردند و گودرز در قلعه زيبد زندگي کرد.
سردار ايراني از اين قلعه فرستادهاي رابا نامهاي دوستانه به مرو و جيحون نزد افراسياب فرستاد که از تجاوز به ايران خودداري نمايد و راه صلح و دوستي پيشه نمايد او منتظر پاسخ فرمانده توران در زيبد ماند اما افراسياب پيام دوستانه و دلبرانه را با جنگ افروزي پاسخ داد و گفت ما جز به جنگ راه چارهاي بر نگزينيم و براي نبرد بسويت لشکر فرستم. پس سپاه توران به اين رزمگاه آمد در فاصله 1500 متري قله زيبد مکاني بنام رزمگاه يا رزگاه وجود دارد که با داستان شاهنامه مطابقت ميکند. در اين رزمگاه ايرانيان بر سپاه توران پيروز شدند. ابتدا 12 تن از پهلوانان جنگ تن به تن کردند به اين دليل اين جنگ را جنگ 12 رخ گفتهاند سپس سرداران ايراني، تورانيها رااز طريق دشت گناباد بسوي مرو و رود جيهون دنبال کردند. در تپه مشرف به قلعه زيبد در سال 1354 گورستاني کشف شده که دهها گور و اشيا سفالينه از آنها بدست آمده است. در همان نزديک در کلاته شهاب- خاتما- و تشله رستم و تنگل کمچنار نيز چندين گورستان ديگر توسط قاچاقچيان غارت شده است. اهمال کاري که در مورد غارت تمدن هليل رود و جيرفت و ساير مکانها نيز اتفاق افتاده است. يک کارشناس ارشد باستانشناسي در مطالعهاي آزاد از اين مکان تمدن اين روستا را همزمان با تمدن شهر سوخته و جيرفت دانسته است. در کوههاي زرد زيبد همچنين تابوت بزرگ سنگي مربوط به دفن مردگان گبر برجاي مانده است آثار گورستان زرتشتيان در کلاته شهاب و تنگل خاتمه در محلي به نام تشله رستم در سالهاي 1350-54 به غارت رفته است اما کوزهاي سفالي بزرگي از اين گورستان نزد اهالي وجود دارد. نمونههايي از چامههاي شاهنامه که نام زيبد در آن آمده: چو گودرز نزديک زيبد رسيد سران را ز لشکر همي برگزيد. هزاران دليران خنجر گزار ز گردان لشکر دلاور سوار. وزان سوي زيبد يکي تيره ?گرد- (غبارخاک) پديد آمد و دشت شد لاژورد. ز زيبد زمين تا گناباد سپاه در و دشت از ايشان کبود و سياه در حومه زيبد طاق پيرصوفه قرار دارد که شبيه به طاق بستان است اما فاقد نقوش حجاري است قبلا در اين مکان همانند امام زادهها علم و کتل وجود داشته و مردم مکان را مزار پير مقدس ميشناختند در اوايل انقلاب اين وسايل برداشته شده و سازمان اوقاف تقدسي براي مکان نميشناسد. حدود 30 سال قبل بطور تصادفي در کشتمان اين روستا مجراي قناتي کهن پيدا شد که معلوم نيست مادر چاه و کانال اصلي آن کجا بوده و در چه دورهاي متروک شده است .از بخشي از اين قنات کهنه براي فاضلاب حمام جديد استفاده کرده اند.
در حومه زیبد طاق پیرصوفه قرار دارد که شبیه به طاق بستان است اما فاقد نقوش حجاری است قبلا در این مکان همانند امام زادهها علم و کتل وجود داشته و مردم مکان را مزار پیر مقدس میشناختند در اوایل انقلاب این وسایل برداشته شده و سازمان اوقاف تقدسی برای مکان نمیشناسد. حدود ۳۰ سال قبل بطور تصادفی در کشتمان این روستا مجرای قناتی کهن پیدا شد که معلوم نیست مادر چاه و کانال اصلی آن کجا بوده و در چه دورهای متروک شده است .از بخشی از این قنات کهنه برای فاضلاب حمام جدید استفاده کرده اند.
دهستان زيبد:
دهستان زيبد يکي از دهستان هاي بخش کاخک در منطقه براکوه شهرستان گناباد ودر جنوب اين شهرستان است. اغلب روستاهاي آن کوهپايه اي وکوهستاني است. در سال 21،1385روستاي داراي جمعيت داشته است. روستاهاي زيبد،سنو و کلات که هر کدام مرکز يک حوزه روستايي در اين دهستان به حساب مي آيند در سال هاي قبل از 1385 بالغ بر يک هزار نفر جمعيت داشته اند و جمعيت آنها بر اساس برخي سر شماريهاي قبلي به بيش از1500 نفر مي رسيده است.
به دليل خشکساليهاي اخير وعوامل متعددي از جمله آفات کشاورزي و همچنين گرايش شديد نسل جوان به تحصيل، دهستان زيبد بخش عمده اي از جمعيت خود را در سالهاي اخير از دست داده است چنانکه همه روستاهاي آن در مجموع 4747 نفر جمعيت درسال 1385 داشته است وجمعيت روستاهاي بزرگ آن به کمتر از 1000 نفر کاهش يافته است.